الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٥ - معناى«اما» در پارهاى از عبارات
[معناى «امّا» در پارهاى از عبارات]
قوله: انّه لا يلزم ان يقدّر الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: مهما يكن من شيئ: دليل عدم اين تقدير آنستكه فعل « يكن » مفعول به را نصب نمىدهد در حاليكه نصب « العبيد » و « قريشا » از اين باب مىباشد.
قوله: بل يجوز ان يقدّر غيره: يعنى غير « مهما يكن من شيى».
قوله: و على ذلك: مشاراليه « ذلك » تقدير گرفتن غير مهما يكن من شيئ مىباشد.
قوله: فهو احسن ممّا قيل: ضمير « هو » به تقدير مذكور كه در آن اسم منصوب مفعول به براى فعل مقدّر است راجع مىباشد.
قوله: انه مفعول مطلق: اين عبارت مقول « قيل » مىباشد.
مؤلّف گويد:
وجه احسن بودن جعل منصوب بعنوان مفعول به از مفعول مطلق بودن اينستكه در قائل شدن باينكه نصب از باب مفعول مطلق است دو محذور وجود دارد كه هيچيك از ايندو در فرض مفعول به بودن لازم نمىآيند و آندو عبارتند از:
١- در مثال: امّا العلم فذو عالم يا امّا علما فذو عالم و امثال آن ممكن نيست منصوب را مفعول مطلق براى ما بعد فاء قرار داد زيرا قاعده مسلّمه اينستكه كلمه واقع بعد از « فاء » در ما قبل آن عمل نمىكند در حاليكه اگر منصوب را مفعول به براى فعل محذوف بدانيم اين اشكال و محذور پيش نمىآيد.
٢- اگر منصوب را مفعول مطلق قرار دهيم لازم مىآيد كه معمول مضافاليه را بر مضاف مقدّم داشته باشيم مثلا در دو مثال مذكور اگر « علما » يا « العلم » مفعول مطلق برا « عالم » باشد لازم مىآيد كه بر « ذو » يعنى مضاف به « عالم » آنرا مقدّم نموده باشيم در حاليكه اين معنا جايز نيست بخلاف آنكه منصوب مفعول به براى فعل محذوف باشد كه مستلزم اشكال مذكور نيست.
قوله: ان كان معرفة: ضمير در « كان » به منصوب راجع است مانند:
امّا العلم فذو عالم.
قوله: ان كان منكرا: نظير: امّا علما فذو عالم.